تبليغاتX
{ یادداشت های تصویری امیــــر مقــــدم }
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
و نقش عناصر پنچ گانه و رنگ ها در آن Feng Shui

فَنگ چُواَي علمي است كه منشأ آن سرزمين چين است وقدمت آن به بيش از 3500 سال مي رسد .فَنگ چُواَي به تأثيرات طبيعت و محيط اطراف برخصوصيات ورفتار انسانها پرداخته وسعي به ايجاد هارموني بين انسان ومحيط او دارد. انسانهائي كه دريك دره مشرف بركوههاي بلند ساكن هستند معمولاً به لحاظ رفتاري و شخصيتي متفاوت با افرادي هستند كه به عنوان مثال در يك شهر بندري جنوبي زندگي مي كنند.  
فنگ چو اي توصيه هائي براي طراحي  وساخت  محيط اطراف انسان دارد ،محيطي كه فضا ، منزل،خانه ،باغچه، مجتمع مسكوني وبطور كلي يك شهر كامل را شامل مي شود ،اينها همه مي بايست به نوعي طراحي شوند كه با نيازهاي روحي انسان ساكن در آن مطابقت داشته و با آن هماهنگ باشد. فَنگ چُواَي  وظيفه اصلي خودرا ايجاد هارموني بين انسان ومحيط زندگي او مي داند وبراين باور است كه زندگي و كاركردن دريك محيط هارمونيك به ايجاد احساس آرامش درانسان كمك كرده وموفقيت درزندگي كاري را براي او به ارمغان مي آورد. فَنگ چُواَي حتي براي چگونگي قبر انسانها پس از فوتشان ،طرح ونقشه دارد.
فَنگ چُواَي درهنگ گنك ،تايوان،سنگاپور وشهرهاي ديگر كه درصد بالائي از ساكنان آن چيني يا چيني تبارهستند ، درزمره متعلقات روزمره زندگي است .دراين شهر ها كار" استادكار فَنگ چُواَي " به همان اندازه مهم است كه كار يك معلم مدرسه ،يك پزشك (طب سوزني) ،يك آرشيتكت ومهندس ساختمان و ....  


انرژي زندگي يا" Chi"...
درحاليكه در پزشكي چيني اصل بر تبعيت از "انرژي دروني" انسان است ،در فَنگ چُواَي انرژي هاي موجود در محيط اطراف انسان مد نظر مي باشد. اين انرژي ها را "خارجي"يا اصطلاحاً Chi مي نامند. Chi  اساس هر پديده است ،پديده هائي كه به باور فنگ چو اي زنده هستند و بدون Chi  قدرت حيات از آنها سلب مي شود . Chi بايد بصورت مستمر و بطور هارمونيك جريان داشته باشد،....همانگونه كه آب يا باد جريان دارد .درهمين ارتباط قابل اشاره است كه Feng به معني باد و Shui  به معني آب مي باشد. فَنگ چُواَي براين عقيده است كه فضا ها ومكانهاي زندگي انسان بايد به گونه اي طراحي و ساخته شوند كه انرژي زندگي ،يعني Chi بتواند درآن آزادانه جريان پيدا كند.

 قطب هاي  ...Yin و Yang :...
 جريان برق فقط زماني"جاري"مي شود كه يك تفاوت پتانسيل ميان دو قطب ايجاد گردد.اين دو قطب را در فَنگ چُواَي  Yin و Yang  مي نامند. روز پس از شب مي آيد ،ماه كه كنارميرود براي خورشيد جا باز مي كند و تاريكي جاي خود را به روشنائي مي دهد ! دركل انرژي از هرنوع اعم ازYin يا Yang زماني موجوديت پيدا مي كند كه يك نيروي محركه فعال باشد. تحت عنوانYin و Yang فرم هاي انرژي مدنظر است كه اگرچه دراصل متضاد ولي وبه نوعي مكمل يكديگر نيز بوده ويك تأثير گذاري متقابل روي يكديگر دارند ...و اين تضاد و تعامل، موتور محركه هرگونه تغيير وتكامل است.(ديالكتيك)! با اين نگرش كه هر چيزي در دنيا حاوي يكي از دونوع انرژي ياد شده مي باشد ،ميتوان -به اعقاد پيروان فلسفه فَنگ چُواَي - درك بهتري از اثر گذاري آن روي زندگي انسان ها نيز بدست آورد.
چند نمونه :
پاسيو Yin ،آكتيو Yang ،
زن  Yin ،مرد Yang ،
تيره Yin ،روشن Yang ،
ماه Yin ،خورشيد Yang ،
زمستان Yin ،تابستان Yang ،
سكون Yin ،تحرك Yang ،
زمين (خاك) Yin ،آسمان Yang ،
آب Yin ،كوه Yang ،
و...................................


سيكل ...Yin و Yang :...
زندگي انسان يك سيكل است ،ماه وسال ،روزوشب ،فصول و....،همه يك سيكل را تشكيل مي دهند كه همان  سيكل انرژي Yin و Yang مي باشد.زماني كه ماه كامل درآسمان است ،انسان را يك انرژي بزرگ از نوع Yang احاطه مي كند، او در اين شرايط به طور كلي فعال تر است ،همچنين درروز انرژي تعيين كننده از نوع Yang است ،همين امر باعث ايجاد يك فشار (روحي) روي انسان مي شود ،بخصوص در شهرهاي بزرگ و محل هاي شلوغ.به هنگام غروب وشب  انرژي حاكم از نوع Yin است واين  باعث ايجاد يك تعادل مي گردد ،كه اگر اينگونه نبود ،"سيكل "زنگي دچار اختلال مي شد. براي ايجاد تعادل دروني نيز -از ديدگاه فَنگ چُواَي - ورزش هاي هنري (رزمي) ،مديتاسيون وتكنيك هائي از اين گونه پيشنهاد مي شود ،تكنيك هائي كه قادراست درون انسان يك توازن برقراركند.


عناصر پنج گانه واهميت آن

درمركز فلسفه فَنگ چُواَي تئوري پنج عنصر قرار دارد ،پنج عنصري كه به "فازهاي تغيير وتبديل" يا دگرگوني نيز معروف است. فَنگ چُواَي معتقد است كه همه چيز در طبيعت به نوعي از اين پنج عنصر سرچشمه مي گيرد،به عبارت ديگر نگرش فلسفه چيني به كائنات بر اين باور است كه اين پنج عنصريعني آتش،فلز،خاك،چوب وآب، تشكيل دهنده همه چيز بوده وبراي به جريان افتادن يك انرژي ازنوع .... Yinيا Yang به نحو مطلوب ،مي بايست پنج عنصر ياد شده با يكديگر درتوازن، هماهنگي و هارموني باشد ،درغير اينصورت، يعني با ازدست رفتن تعادل ،همه چيز رو به نابودي و اضمحلال مي گذارد . انسان درزندگي روزمره با هريك از پنج عنصر درارتباط است وآن ها به صورت فرم،رنگ،طعم،ويژگي ومهمتر ازهمه بصورت انرژي Yinيا Yang  خودنمائي مي كند.......بكارگيري صحيح عوامل ياد شده خود نيز باعث فعال شدن انرژي دروني گرديده وبا ايجاد هارموني ،اثرات خود را روي همه چيزازجمله انسان مي گذارد .حال وبا توجه به اين امر كه پنج عنصر ياد شده  ستونهاي اصلي نگهدارنده و پيش برنده  فَنگ چُواَي هستند ، مي بايست فرم انرژي دروني آنها از نوع Yin يا Yang باشد ، ...........در اين خصوص بحث بسيار است وپرداختن به آن ازحوصله اين مطلب در اينجا خارج .علاقمندان مي توانند در اينترنت سرچ كنند. 
رنگها ،ابزار قدرتمند فَنگ چُواَي
يكي از متعلقات اصلي "تـئوري پنج عنصر" رنگ است ،با توجه به اثرات مهم رنگها روي انسان وروحيات او ،چگونگي تعلق،همخواني يا تضاد رنگهاي مختلف در/و/با پنج عنصروآگاهي از ريزه كاري ها و جزئيات آن اين امكان را به "استادكار فنگ چو اي" مي دهد كه با مخلوطي از رنگها ،محيطي فراهم آورد كه انسان يا گروههاي انسان ها درآن احساس آرامش وخوشبختي كند.    
عناصر پنج گانه و رنگهاي مربوطه :
عنصر چوب ...... سبز و فام هاي نزديك به آن ،
عنصر آتش....... قرمزوفام هاي نزديك به آن ،
عنصر خاك.......زرد،نارنجي ، قهوه اي ،
عنصر فلز.........سفيد،نقره اي،طلائي،
عنصر آب ..... مشكي ، آبي تيره
رنگ -هررنگي- به خودي خود "نه خوب است نه بد" ...بلكه اين اختلاط رنگها است كه براساس قوائد فَنگ چُواَي  قادراست در ايجاد احساس خوشبختي /يا بدبختي نقش آفريني كند واين خود نيز دراثر تأثيرات متقابل رنگهاي اصلي وعناصر پنچ گانه روي يكديگر مي باشد. انسان زماني كه درمنزل است، بين راه است ،درمحيط كار است وبا انسان هاي ديگر ملاقات كرده وارتباط برقرار مي كند ،...درتمام اين شرايط رنگها تأثير زيادي روي روحيات اودارد ،....هر انسان سالم و "معمولي" نياز به داشتن احساس خوشبختي دارد ...اين احساس دراثر وجود رنگهاي روشن وگرم به صورت مثبت تحث تأثير قرار گرفته و يك شادابي وسرزندگي با خود به همراه مي آورد ...درست وبرعكس رنگهاي تيره به ايجاد روحيه اي گوشه گيرانه و غمگينانه مي انجامد،اگرچه كه انسان شب را با تاريكي آن مي پذيرد زيرا كه تاريكي را بي رنگي مي داند ....خورشيد به عنوان منبع نور طبيعي عامل وجودي رنگهاي طبيعت است ،خورشيد نوراني است و نور و رنگ دوپديده جدا ناشدني هستند ،هر كجا كه نور و روشنائي است رنگ نيز وجود دارد وهركجا كه...................................
ادامه دارد .

منبع : وبلاگ آقاي حميد رقمي

http://chemlack.blogfa.com/

|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در جمعه سی ام اسفند 1387 و ساعت 10:23 قبل از ظهر | 
انسان و"دانش"نهفته در ناخودآگاه او ! INTUITION ،

چند روز قبل هنگامي كه در جستجوي مطالبي در مورد نقوش و موتيف ها مي گشتم به مطالبي برخوردم كه بد نديدم شما را هم از آن بهره مند گردانم

طرح ها ونقوش  بجامانده از قرن پانزدهم
........پانصد سال جلوتر از رياضي دانان غربي

محققان و جويندگان (حقيقت) شبانه روز تلاش ميكنند،بي خوابي هاي ممتد و به قول معروف "دود چراغ خوردن "هاي فراوان .........وشبانه روزشان با سپري شدن در فكر (فقط) يك ايده مي گذرد و........واشتباه و دو باره از نو شروع كردن....... وبالاخره يك روز آن روز موعود مي رسد ....معما ديگرحل شده ،استدلالات ، دلايل و ريزه كاري ها ...همه ثبت شده اند .........ولي با يكي دوماه جلوتر يا عقب تر ...محققي ديگر از گوشه اي ديگر از جهان ...همان معما ها، همان دست آورد ها، همان جواب سوال ها و......!
.......وبا تمام اين احوال مي تواند "كشف"يك اثربسيار هم تلخ باشد ...وقتي مشخص گردد كه همان اثر يا مشابه آن قرن ها پيش وجود داشته است !
 اين ماجرا براي رياضي دان انگليسي Roger Penrose در سال 1974 رخ داد ،زماني كه او طرح معروف به Penrose-Parkett را معرفي كرد ،...طرحي نسبتاٌ نا متعارف به لحاط المنت هاي سيمتريكِ درون آن ...يك طرح و نقش سيمتريك معمولاٌ با فواصل معين و نسبتاً كوتاه تكرار مي شود ،درصورتيكه در طرح Penrose-Parkett مدل مذكوروجود ندارد ...در اين طرح براي اينكه تكرار يك المنت در "سيمتري" موجود شناسائي گردد،مي بايست يك چرخش يا دوران 72 درجه اي نيز صورت پذيرد ....گويا رياضي دانان اين موردرا "سيمتري دوراني پنج رقمي" لقب داده اند  !؟ ..... ساختار هائي از نوع آنچه كه در برخي از كريستال هاي آلياژ ها نيز مشاهده شده است
.........پانصد سال جلوتر از دانش رياضي دانان غربي ؟؟
نقوش پيچيده اي كه رياضيات مدرن حدوداً 30سال (آري فقط 30 سال) است كه كم كيف آنرا مي داند !

آقاي Peter Lu از دانشگاه Harvard University در Cambridge معتقد است كه طرح هائي از نوع آنچه كه گفته شد در نقوش كاشي كاري هاي بجا مانده از حدود 500 سال پيش در مشرق زمين ،مشاهده مي شوند .
نامبرده  به اتفاق دوست و همكار خود آقاي Paul Steinhardt از Princeton University مدت ها نيز در پي يافتن شبه كريستال هائي از نوعي كه گفته شد در طبيعت بودند و موفق نيز گرديدند ...... ... از جمله اينكه در سال 1982 در يك كريستال (آلياژي) متشكل از آلومينيم و منگنز كه بسيار سريع سرد شده است ،مشاهده گرديد ...و به اين ترتيب بود كه طرح معروف به Penrose-Parkett از حالت يك تئوري "خالص" خارج گرديد .
در سفري كه آقاي Peter Lu به ازبكستان داشت نظرش به يك "اعجاز" جلب مي شود ....اودر يك ساختمان مذهبي طرحي را مشاهده مي كند ،بجا مانده از قرون وسطي.اين طرح تبديل به مشغله فكري اصلي روزانه او مي گردد......." من فكر كردم كه آرشيتكت هاي مسلمان (اسلامي) شبه كريستال ها را سالها پيش شناسائي كرده اند "..... او پس از بازگشت به Harvard University  هزاران عكس جمع آوري شده از بنا ها و ساختمان هاي شرقي را به دقت مورد مطالعه و تحقيق قرار داد .....و "من چه مي بينم ؟ اين تصوير از اصفهان (تصوير بالا)  از سال 1453 ...تقريباً يك طرح بسيار دقيق از نوع "شبه كريستال" هاي بيان شده مي باشد،......ورياضيات مربوط به اين طرح تقريباً 500 سال پس از به وجود آمدن آن توسط رياضي دان انگليسي Penrose كشف شد !....اشتباهات اندك،كوچك و ناچيز درون طرح نسبتاً سطحي و قابل اغمازاست وشايد هم به مرور زمان و يا در اثر تعميرات انجام شده روي آن بوجود آمده است . آيا طرح  غير پريوديك موجود در آن كاشي كاري يك اتفاق بوده است ؟ ...ويا طراح آن از "شبه كريستال"هاي بيان شده اطلاع داشته است ؟ با احتمال قوي خير .... Dov Levineيكي از محققيني از موسسه Institute of Technology in Haifa كه روي آن كار ميكند،  به اين مورد شك دارد كه طراح از رياضي و هندسه طرح مطلع بوده باشد ....!
   ......INTUITION...... قدرت "ناخودآگاه " انسان ....؟؟

انسان بسيار بيش از آن كه فكر ميكند، مي داند ! درون "ناخودآگاه" او گنجينه هاي بزرگي از آگاهي و دانش وجود دارد ....كسي كه موفق به آزاد سازي اين گنجينه شود ...يك چنين فردي قادر خواهد بود شبه اعجاز بيافريند ......محققين فعال روي اين پديده ها سعي در كشف اين "قدرت و توانائي ناخودآگاه" دارند !
....چه چيزي پشت اين "ماجرا" است ؟؟ ....دانش خارق العاده و شبه ژني و يا اتفاق صرف ؟
همانطور كه گفته شد،طراحان و ايجادكنندگان اين نقوش به يقين از رياضيات مربوطه مطلع نبوده اند ،زيرا كه نقوش ياد شده حدوداً پانصدسال و رياضيات مربوطه فقط 30 سال قدمت دارد......وسوالات ديگري از اين دست،همه وهمه فكر آقاي Lu را مشغول كرده و او سعي دارد به كمك دوستانش،فيزيك دانان ،رياضي دانان باستان شناسان و ....ومحققين ديگر،جواب يا جواب هاي قانع كننده اي براي آن بيابد. ....ولي دريغ از يك پاسخ!
 سايكولوژيست ها به كمك آمدند ،محققيني كه بطور متمركزروي مغز انسان كار ميكنند .
اين گروه آخر مدعي است كه جواب معما را دارد. آنها اين "جواب" را " INTUITION " مينامند!
 .... INTUITIONبنا برتعريف عبارت است از نوعي"دانش ناخودآگاه" كه باعث مي گردد انسان فرم ها ،ساختارها،و ارتباطات بين اشياء و....را درك كرده ،بدون اينكه از "محاسبات" آن آگاهي داشته باشد ويا اينكه قادر به ارائه توضيحاتي در باره آن باشد .
...  INTUITION درهنر،در موزيك...ودر هزاران مورد مهم ويا جزئي ديگر كه هر انساني در زندگي روزمره با آن مواجه مي شود......يا اين احساس دربرخي از افراد كه -بدون فكركردن- درديالوگ ها جواب صحيح را داده وعكس العمل درست را انجام مي دهند. .....و در بيشتر موارد حتي وقت براي فكركردن در باره عكس العمل هاي خود را ندارند.
نقوش بعضاً بغرنج در كاشي كاري هاي اصفهان شايد دليل بارزي بر اين مدعي باشد كه برخي از نتايج حاصل شده در پديده هاي علمي نيز -به نوعي- وامدار وجود "آن حس ششم" مي باشد. محققيني كه در "پيچ وخم "هاي مغز به كاوش و كنكاش مي پردازند ،عميقاًً در پي يافتن جواب سوالات هستند ،سوالاتي كه آنها خود طراح آن مي باشند.
...."هم سوال از علم خيزد هم جواب" ....
نظرسنجي هاي طولاني ،پركردن برگه هائي با هزاران سوال ،اتصال الكترودهائي به مغز داوطلبان، تصويربرداري هاي متعدد از مغز درحالات مختلف تفكر (مشغله مغز) يا استراحت ...با وبدون الكترد ها ...همه اينها روش هاي "جستجو" در لايه هاي پر پيچ وخم مغز انسان است كه امروزه با جديت و اشتياق فراوان انجام مي شود ،چرا كه قرار است درآينده مغز انسان شبيه سازي شود وبراي اين كار بايد ابتدا جزئيات دقيق آن مشخص گردد. يكي از خروجي هاي اين كارهاي تحقيقاتي تا كنون اين بوده است كه "انسان بسيار بيش از آنچه كه فكر مي كند وقار به بيان است ،مي داند" ...او تصميم ميگيرد -در بسياري از مواقع تصميم صحيح- بدون آنكه به آن بيانديشد .... او درمواجه شدن با چراغ قرمز "ناخودآگاه " ترمز ميكند ،بدون اينكه فكر كرده باشد .
در همين ارتباط ،محقق و متخصص آمريكائي Milton Fisher كه روي Intuition كار ميكند اين احتمال را مي دهد كه اطلاعاتي از طريق حس هاي پنج گانه در زماني و مكاني به نوعي در مغز ثبت و ضبط شده اند و دوباره در جائي و زماني "فراخوانده " مي شوند ...آري ذخيره سازي هائي در كامپيوتر مغز قبلاًً صورت گرفته است ........پروسه يادگيري پروسه اي است بي انتها و تمام نا شدني ،...يك هنرمند يك اثر را مشاهده مي كند ،شايد اندكي روي آن تعمق وسپس  از آن عبور مي كند ...همين هنرمند -اگر نقاش باشد- روزي و به مناسبتي "آن اثر" را به روي كاغذ مي آورد ....بدون آنكه شخصاً "آگاهانه" آن اثر را بياد بياورد و........
منابع :
ZEIT online  02.07.2007
SPIEGEL ONLINE  / بخش دانش   23. September 2007
The New York Times /Science
Published: February 27, 2007
درخاتمه :
....... INTUITION ....
مطالب بسيار جذابي در اين زمينه گردآوري كرده ام كه به مرور در باره آن خواهم نوشت ......
وبالاخره جالب است بدانيم كه انسان در هر ثانيه پانزده ميليون درك واحساس راازطريق پنج حس خود تجربه كرده و پشت سر ميگذارد ....مانند مشاهده غروب خورشيد، بوي غذاي آشپزخانه همسايه ،....درد كمر و ناراحتي هاي ديگر حاصل از نشستن هاي زياد، وحشت از بي پولي و بدتر از آن "پرپولي" و احتمال...........و يا حتي مردن !

با تشكر از آقاي حميد رقمي نويسنده ي اين مطلب

http://chemlack.blogfa.com/

|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در جمعه سی ام اسفند 1387 و ساعت 10:18 قبل از ظهر | 
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد
سلف پوستر
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 4:12 بعد از ظهر | 
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد
سلف پوستر
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 4:11 بعد از ظهر | 
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد
سلف پوستر
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 4:11 بعد از ظهر | 
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد
سلف پوستر
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 4:10 بعد از ظهر | 
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد
سلف پوستر
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 4:9 بعد از ظهر | 
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد
سلف پوستر

پوسترهاي بالا از سري كارهاي دوره ي فوق ليسانس است ، ورك شاپي با عنوان گزاره ها كه با راهنمايي استاد بيژن صيفوري شكل گرفت . مضمون پوستر قطعه اي از دكتر علي شريعتي است: " نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت  ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد بدست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را " لازم به ذكر است طراحي كارها بر اساس انتخاب قطعه اي از شعر ، واژگان يا هر سخني كه بار ادبي همراه خود دارد صورت گرفت و سعي شده است تا پيش زمينه هاي قبلي از تعريف پوستر فراموش شود تا فرم كار بازگوكننده ي برداشت و حس شخصي نسبت به موضوع باشد.

|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 4:8 بعد از ظهر | 
بدون عنوان
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 4:6 بعد از ظهر | 
يك فريم تصوير سازي براي داستان مرغان و بوف ها از كتاب كليله و دمنه
يك فريم تصوير سازي براي داستان مرغان و بوف ها از كتاب كليله و دمنه
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 4:4 بعد از ظهر | 
يك فريم تصوير سازي براي داستان مرغان و بوف ها از كتاب كليله و دمنه
يك فريم تصوير سازي براي داستان مرغان و بوف ها از كتاب كليله و دمنه
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 4:3 بعد از ظهر | 
يك فريم تصوير سازي براي داستان مرغان و بوف ها از كتاب كليله و دمنه
يك فريم تصوير سازي براي داستان مرغان و بوف ها از كتاب كليله و دمنه
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 4:2 بعد از ظهر | 
چهلم
چهلم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 4:0 بعد از ظهر | 
سي و نهم
سي و نهم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:59 بعد از ظهر | 
سي و هشتم
سي و هشتم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:58 بعد از ظهر | 
سي و هفتم
سي و هفتم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:58 بعد از ظهر | 
سي و ششم
سي و ششم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:57 بعد از ظهر | 
سي و پنجم
سي و پنجم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:57 بعد از ظهر | 
سي و چهارم
سي و چهارم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:55 بعد از ظهر | 
سي و سوم
سي و سوم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:55 بعد از ظهر | 
سي و دوم
سي و دوم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:54 بعد از ظهر | 
سي و يكم
سي و يكم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:53 بعد از ظهر | 
سيم
سيم

|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:53 بعد از ظهر | 
بيست و هشتم
بيست و هشتم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:51 بعد از ظهر | 
بيست و هفتم
بيست و هفتم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:51 بعد از ظهر | 
بيست و ششم
بيست و ششم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:50 بعد از ظهر | 
بيست و پنجم
بيست و پنجم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:50 بعد از ظهر | 
بيست و چهار
بيست و چهار
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:49 بعد از ظهر | 
بيست و سوم
بيست و سوم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:48 بعد از ظهر | 
بيست و دوم
بيست و دوم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:48 بعد از ظهر | 
بيست و يكم
بيست و يكم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:47 بعد از ظهر | 
بيستم
بيستم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:47 بعد از ظهر | 
نوزدهم
نوزدهم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:46 بعد از ظهر | 
هجدهم
هجدهم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:46 بعد از ظهر | 
هفدهم
هفدهم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:45 بعد از ظهر | 
شانزدهم
شانزدهم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:45 بعد از ظهر | 
پانزدهم
پانزدهم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:44 بعد از ظهر | 
چهاردهم
چهاردهم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:43 بعد از ظهر | 
سيزدهم
سيزدهم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:42 بعد از ظهر | 
دوازدهم
دوازدهم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:42 بعد از ظهر | 
يازدهم
يازدهم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:41 بعد از ظهر | 
دهم
دهم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:41 بعد از ظهر | 
نهم
نهم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:40 بعد از ظهر | 
هشتم
هشتم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:40 بعد از ظهر | 
هفتم
هفتم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:39 بعد از ظهر | 
پنجم
پنجم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:38 بعد از ظهر | 
ششم
ششم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:38 بعد از ظهر | 
چهارم
چهارم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:37 بعد از ظهر | 
دوم
دوم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:36 بعد از ظهر | 
يكم
يكم
|+| نوشته شده توسط امیر ارسلان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 3:36 بعد از ظهر | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar





Powered by WebGozar